اكبر ميرسپاه

گروه : فلسفه
mirsepah@iki.ac.ir


زندگینامه

اول ارديبهشت سال 1333 در تهران متولد شدم. جريان تحصيل و تدريس اين‌جانب از ابعاد و حوادثِ بسياري برخوردار است كه ذكر حتّي مختصرِ آن‌ها چندين صفحه را به خود اختصاص مي‌دهد؛ بنابراين نه در حوصله‌ي اين گزارش كوتاه مي‌گنجد و نه تناسبي با اين گفتگو دارد. پس‌ به‌طور گزينشي به چند مطلب اشاره مي‌كنم:

1. پس از پايان امتحانات نهايي كلاس ششم ابتدايي، در تابستان همان سال 1346 به تحصيل علوم حوزوي مشغول شدم.

2. يك سال در تهران، مدرسه‌ي حاج ملّا محمّد جعفر (كه به جهت آن‌كه جناب آقاي مجتهدي (ره) اداره‌ي آن را به عهده داشتند به مدرسه‌ي آقاي مجتهدي مشهور است) تحصيل كردم.

3. از سال دوم به قم مشرّف شدم و به توفيق حق (جلّ‌وعلا)، از همان بدو ورودمان به قم در مدرسه‌ي منتظريّه (حقّآني) مشغول به تحصيل شدم كه هفت سال ادامه يافت.

4. پس از آن چند سالي به‌طور آزاد به تحصيل پرداختم تا آن‌‌كه در برنامه‌ي آموزش مؤسسه «در راه حق»‌ شركت كردم و تا پايان دوره‌ي آموزشي گروه «الف» ادامه دادم.

5. ضمن تحصيلات حوزويه به دروس دبيرستاني نيز ادامه دادم و ديپلم در رشته‌ي ادبي را دريافت كردم.

6. از سال 1361 با تأسيس دفتر همكاري حوزه و دانشگاه، با حفظ شئون حوزوي در اين دفتر نيز مشغول به كار تحقيقي در گروه جامعه‌شناسي شدم و اين كار تا 1371 ادامه داشت.

7. دوره‌ي سطح را تقريباً در 6 سال به پايان بردم. و تقريباً دوازده سال خارج فقه را رفته‌ام و خارج اصول را قدر مسلم اين است كه چندين سال كمتر از فقه شركت كرده‌ام.

8. در مورد اساتيدم بايد عرض كنم بحمدالله در اين مدت اساتيد بسياري را ديده‌ام و خود را مديون همه‌ي آنان مي‌دانم و از خداوند براي همه‌ي آنان طلب پاداش جزيل دارم. به‌عنوان نمونه مي‌توانم از اين بزرگان ياد كنم:

حضرت آيات؛ وحيد خراساني، مصباح يزدي، جوادي آملي، شهيد قدّوسي، خزعلي، مظاهري، محمدي گيلاني، احمدي ميانجي، آذري قمي، لنكراني (شيخ حسين (ره))، شاه‌آبادي (محمد) و ...

 

سؤال: بيشتر در چه زمينه‌هايي به تحقيق پرداخته‌ايد؟

جواب: در زمينه‌هاي فقه، اصول، علوم قرآن، منطق، فلسفه علم كلام، اخلاق، جامعه‌شناسي و مديريت.

سؤال: قدري درباره‌ي آثار منتشره و يا غيرمنتشره‌ي خود ما را آشنا سازيد؟

جواب: از سال 1358 كار نويسندگي را شروع كردم؛

و نخستين اثر كه كار مشتركي بود با آقايان حجج اسلام محمدي عراقي و محمود رجبي به نام «درباره‌ي اصول ايدئولوژي اسلامي» در همين سال منتشر شد.

«درس‌هايي درباره‌ي شناخت قرآن» كه باز كار مشتركي بود با برادران مذكور در سال 1359 منتشر شد.

تحقيقاتي در فقه و اصول و معارف قرآن و فلسفه و موضوعاتي ديگر كه به اين صورت كه دارم قابل ا نتشار نيست، مگر آن‌كه رسيدگي‌هايي و تكميل‌هايي صورت گيرد.

«درآمدي بر جامعه شناسي اسلامي» جلد 1 و جلد 2، كار مشتركي با گروه جامعه شناسي دفتر همكاري حوزه و دانشگاه.

مقالاتي تحقيقي در زمينه‌هاي فلسفي و غيره كه در بعضي از سمينارها و يا كنفرانس‌ها ارائه گشته است و در تعداد محدودي منتشر شده‌آند و پرداختن به آن‌ها سخن را قدري طولاني مي‌كند.

سؤال: چند سال سابقه‌ي تدريس داريد؟

جواب: از حدود سال‌هاي 1352 يا 1353 تاكنون 1402 تدريس داشته‌ام، و هيچ‌گاه آن را رها نكرده‌ام.

سؤال: در چه رشته‌هايي به‌طور تخصصي كار كرده‌ايد؟

جواب: چون سرنوشت تحصيلي من با سرنوشت تحصيلي بسياري از برادران و خواهران فرق دارد، شايد عجيب به نظر آيد كه اين بنده در رشته‌هاي متعددي به‌طور تخصصي كار كرده‌ام، و آن‌ها عبارت است از: 1ـ فقه، 2ـ اصول، 3ـ علوم قرآن، 4ـ فلسفه، 5ـ كلام، 6ـ فلسفه‌ي علم، 7ـ اخلاق، 8ـ جامعه‌شناسي. در همه‌ي اين زمينه‌ها تدريس داشته‌ام. در معمول زمينه‌هاي فوق مجموعاً صدها پايان‌نامه را يا استاد راهنما يا مشاور و يا داور بوده‌ام.

اولين قرارداد رسمي تدريس با مرتبه‌ي استادياري در تاريخ 1376/01/10 در مؤسسه‌ي آموزشي پژوهشي امام خميني (ره) واقع شد. و چون به‌دنبال ارتقاء رتبه‌ نبودم و دغدغه‌ي بنده، انجام وظيفه‌ي شرعي و سربازي آقا امام زمان بود، بسيار طول كشيد تا ارتقاء رتبه پيدا كنم. آري در تاريخ 1400/06/15 به دانشياري ارتقاء پيدا كردم و هنوز هم همين رتبه را دارم.

1402/06/01



سوابق تحصیلی

سطح چهار.



فعالیت های اجرایی

عضو شوراي علمي گروه اخلاق دانشگاه معارف اسلامي.



آثار و تالیفات

كتابها

  1. مباني جامعه‌شناسي: درآمدي به جامعه‌شناسي اسلامي (2) - ناشر:  سمت
  2. درآمدي بر فلسفه علم - ناشر:  موسسه ‌آموزشي ‌و پژوهشي ‌امام ‌خميني ‌ره،
  3. درآمدي به جامعه‌شناسي اسلامي: مباني جامعه‌شناسي - ناشر:  سمت
  4. درآمدي به جامعه‌شناسي اسلامي: تاريخچه جامعه‌شناسي - ناشر:  مركز تحقيق و توسعه علوم انساني
  5. تاريخ فلسفه اسلامي - ناشر:  مركز بين‌المللي ترجمه و نشر المصطفي (ص)

 

مقالات

  1. تحليلي بر محرك كنش با رويكرد مقايسه اي بين ديدگاه هاي جامعه شناسان غربي و اسلام
  2. سيري تطبيقي در معناي «برزخ» و «مثال» از ديدگاه فلاسفه، عرفا و متكلمان
  3. انقلاب فرهنگي و اسلامي شدن رشته هاي علمي
  4. تفسيري نو از اعتباريات علامه طباطبائي با نگاهي تطبيقي بر رساله اعتباريات و تفسير...

 

مصاحبه‌ها

  1. معرفى پژوهشگران: امكان اسلامى ساختنرشته هاى علمى و ضرورت آن
  2. امكان اسلامي ساختن رشته هاي علمي و ضرورت آن